X
تبلیغات
گلها - 88 - گلهای صحرایی - به یاد احمد آشورپور و داریوش رفیعی
 

یکم : برنامه گلها

 

این برنامه ای - که به عنوان گلهای صحرایی مخصوص دارم - تقدیم می کنم که گلچینی از برنامه های صحرایی گلهاست :

1 – هروایه  دانلود

مایه : افشاری و سه گاه

آهنگ : محلی کردی

شعر ترانه : معینی کرمانشاهی

تنظیم : جواد معروفی

خواننده : عبدالوهاب شهیدی

برگرفته از گلهای رنگارنگ 305

 رنگ پایان برنامه از درویش خان

 

بیا جانا که تا جانانه باشیم            یکی شمع و یکی پروانه باشیم

یکی موسی شویم اندر مناجات         یکی جاروکش میخانه باشیم

 

چه خوش باشد که بعد از انتظاری             به امیدی رسد امیدواری

از آن خوشتر از آن بهتر نباشد         دمی که می رسد یاری به یاری

 

ترانه :

شیدا شده ام چه کنم با دل      رسوا شده ام چه کنم با دل

چه کنم با دل ز جدایی                   به کجا رفتی به کجایی

ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردم    

تو پریشان مو کردی چون مجنون صحرا گردم   ز تو نوشین لب باشد هم درمان و هم دردم

دلم از خون چون مینا لرزید و من خاموشم    

شب هجران جای می خوناب دل می نوشم       ز خیالت برخیزد بوی گل از آغوشم

تو سیه چشم از چشمم تا دوری من بیمارم

تو سیه گیسو هر شب در خواب و من بیدارم  تو لب میگون داری من اشک گلگون دارم

ز تو دل گر برگیرم از غم دیگر می میرم

به خدا دور از رویت از جان شیرین سیرم

 

2 – دانلود

مایه : بیات ترک

آهنگ : محلی ؟

شعر ترانه : ؟

خواننده : سیما بینا

برگرفته از یک شاخه گل 260

 

تو را می خوانم وگرنه یار بسیار      گلی می خوام وگرنه خار بسیار

گلی می خوام که در سایه اش نشیم       و گرنه سایه دیوار بسیار

 

مو آن مستم که پا از سر نذونم           سرایی خالی از دلبر نذونم

دلآرامی کز او دل گیرد آرام                به غیر از ساقی کوثر نذونم

 

ترانه :

جونی جونم ؟؟                       نامهربونم شیرین زبونم

نه تب دارم نه جایم می کنه درد   همین دونم که رنگ می شوه زرد

همه می گن گرمای زمینه        خودم دونم فراق نازنینه

سی تو می گم ؟؟ نباشی    بمیره دشمنت تا زنده باشی

 

سر خونه ات بیایم در زنم من   صدا بر نازنین ؟؟ من

همه می گن که دلبر خواب نازه    شوم بلبل به دورش پر زنم من

؟؟ ازون چشمای سیاه دارم امیدی

بشم نالم به ؟؟ بنالم    گهی از بخت ؟؟ بنالم

بنالم چون پلنگ تیر خورده   گهی از بخت ؟؟ بنالم

من همدم تو   تو گل نرگسی    من شبنم تو

خودم سبزه که یارم سبزه پوشه  خودم گل دستم و دل گل فروشه

به چشم سنگ و ابر و ؟؟    ؟؟ گل می فروشه

من همدم تو   تو گل نرگسی    من شبنم تو

 

3 –  دانلود

مایه : ؟

آهنگ : محلی گیلکی

شعر ترانه : ؟

خواننده : ناصر مسعودی

برگرفته از گلهای صحرایی 56

 

گل سرخم چرا رنگت شده زرد    مگر باد خزان آمد تو را زد

برو باد خزان هرگز نیایی      که رنگ گلعذارم کرده ای زرد

 

ترانه :

* شعر محلی است هر کدام از دوستان گیلانی لطف کنند برای وبلاگ بفرستند سپاسگزار می شوم .

 

4 – دست به دستمالم نزن  دانلود

مایه : اصفهان

آهنگ : محلی

شعر ترانه : محلی

خواننده : قوامی و الهه

برگرفته از گلهای رنگارنگ 251

 

اگر بی تو سرم بر بالش آیو   چون نی از استخوانم نالش آیو

ز هجرونت به جای اشک چشمم ز مژگون پاره های آتش آیو

 

* شعر ها مفهوم نیستند از دوستانی که متوجه می شوند یا به آنها دسترسی دارند  خواهش می کنم  برای وبلاگ نیز بفرستند .

 

5 –  دانلود

مایه : اصفهان

تنظیم : جواد معروفی

آهنگ : محلی ارمنی

شعر ترانه : جمشید ارجمند

خواننده : ویگن

برگرفته از گلهای صحرایی 50 و یک شاخه گل 277 و 285

 

الا دختر تو مادر داری یا نه               نشونی از برادر داری یا نه

همون بوسی که دادی توی دالون    نمی دانم بخاطر داری یا نه

 

ترانه :

دامن کشان ساقی میخواران از کنار یاران مست و گیسو افشان می گریزد

در جان می از شرنگ دوری از غم مهجوری چون شراب جوشان می بریزد

دارم قلبی لرزان به رهش  دیده شد نگران

دارم چشمی گریان به رهش     روز و شب بشمارم تا بیاید

آزرده دل از جفای یاری بیوفا دلداری ماه افسونکاری شب نخفتم

با یادش تا دامن از کف دادم شد جهان از یادم راز عشقش را دل نهفتم

از چشمانش ریزد به دلم شور و عشق و امید

دامن از کف دادم شد جهان از یادم راز عشقش در دل تا نهفتم

  

6 – دانلود

مایه : شور

تنظیم : روح الله خالقی

آهنگ : محلی بختیاری

شعر ترانه : بیژن ترقی

خواننده : پوران

برگرفته از گلهای رنگارنگ 311  و یک شاخه گل 314

 

اگر این درد دل بر مو بمونه  از اون ترسم که جون من نمونه

اگر دردد دلم با کوه گویم       که کوه بیستون حیرون بمونه

 

ترانه :

خدا دل ای خدا دل  بلا دل مبتلا دل

خدایا با که گویم ندارد آشنا دل   بدین افسرده جانی نیفتد از نوا دل

نه پایی تا گریزی   نه دستی تا ستیزی

مزن بر سر تو ای بی دست و پا دلم بی دست و پا دل

دمی بیگانگی به این دیوانگی که زد نقش تو را دل

بدین افسرده جانی نیفتد از نوا دل  گناه او همین بس نبوده بی وفا دل

 

دوم : به یاد احمد آشورپور(2)

 

احمد عاشورپور در 18 بهمن 1296 در غازيان انزلی متولد شد. دبستان و دبيرستان را در شهر خود به پايان برد و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی کشاورزی از دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران (کرج) شد.

او نمی خواست کشاورزی بخواند تصمیم داشت پزشک بشود ، از طرفی هزینه سنگین رشته پزشکی و از طرفی هم رایگان بودن رشته کشاورزی آنهم بصورت شبانه روزی با خوابگاه سبب شد تا آقای آشورپور در رشته کشاورزی مهندسی بگیرد ، سالیان زیادی را در خوزستان ، فارس، مغان و خراسان در خدمت مردم بود .

... بله‌، حدود سال‌ ۲۳ تا ۲۴ بود كه‌ يكی‌ ازمعلمان‌ مدرسه‌ عالی‌ موسيقی‌ به‌ نام‌ آقای‌ حسينی‌ كه‌ صدای‌خوبی‌ داشت‌ - بعدها رفت‌ به‌ آمريكا – و به‌ صدای‌ من‌علاقه‌مند بود من‌ را برد نزد استادی‌ كه‌ خودش‌ از آن‌ تعليم ‌ديده‌ بود، خانمی‌ كه‌ خواننده‌ی‌ اپرای‌ وين‌ بود به‌ نام‌ مادام ‌ليلی‌ بارا. من‌ نزد اين‌ خانم‌ نزديك‌ به‌ چهار سال‌ تعليم‌ ديدم‌. بعد از آن‌ هم‌ شش‌ ماه‌ نزد يك‌ خانم‌ ديگر كه‌ خواننده‌ی‌ اپرای ‌مسكو بود تعليم‌ ديدم‌ و اين‌ طور بود كه‌ برای‌ من‌ ممكن‌ شد آهنگ‌های‌ اپرايی‌ و بخصوص‌ كوراغلی‌ و بسياری‌ ازآهنگ‌های‌ ديگر كه‌ محمد بلبل‌، خواننده‌ بزرگ‌ اپرای‌ باكو و بقيه‌ خوانندگان‌ می‌خواندند را بخوانم‌ .

اوایل دهه هشتاد کارهای وی جمع آوری و اجرا شد و خاطراتش در کتابی تحت عنوان آفتاب خیزان، دریا طوفان به چاپ رسید .

او در سن 90 سالگی – سال 1386 -  و بر اثر عفونت ریه کهولت سن در بیمارستان جم تهران درگذشت

 

1 - خروس خان  دانلود

(توجه کنید شعرهای فارسی همان برگردان گیلکی است)

 

سحرگه او بود و من مست و مستانه   دور از چشمان یگانه و بیگانه

رفتیم تا دامن کوه شانه به شانه 

روی سبزه پای چشمه نزد دلبر      خوش نشستم رو به خاور

بنهادیم چهره بر هم      آسمان را شعله بر دامن فتاد     

آن مه ندا داد آتش آتش       شعله با مه در کشاکش

آسمان آتش به جان است    او مگر از عاشقان است

گفتم ای یار سرمست                    اکنون کویت ؟؟

آسمان آیینه بر دست                آفتاب خیزان است

 

2 – لیلا لیلا  دانلود

(دوبیتی ها : بابا طاهر)

 

لیلا لیلا لیلا        لیلا رو بردن لیلا

سیا چشمون بلند بالا را بردن لیلا

دلم از عشق خوبان ویج و ریجه         مژه بر هم زنم خونابه ریجه

دل عشاق مثال چوب تر نی        سریع سوجه سریع خونابه ریجه

 

خداوندا مو بیزارم از این دل              شو و روزون در آزارم ازین دل

ز بس نالیدم از نالیدم ؟؟            ز مو بستون که بیزارم از این دل

 

ز بوی زلف تو مفتونم ای گل             ز رنگ روی تو دلخونم ای گل

من عاشق ز عشقت بی قرارم   تو چو لیلی و من مجنونم ای گل

 

دو زلفونت بود تار ربابم             چه می خواهی از این حال خرابم

تو که با مو سر یاری نداری            چرا هر نیمه شو آیی به خوابم

 

3 – زهره جان  دانلود

(بر اساس تصنیف زهره که داریوش رفیعی خوانده است)

 

لحظه ای هم به روی سبزه بنشینیم   خنده جانفزای غنچه را بینیم

یا داری زهره آن روزی که در صحرا   دست اندر دست هم گردش کنان تنها

راه می رفتیم در بین شقایقها     بود عالم ما را لطف و صفا زهره

زهره چه خوش آن زمانی که با هم به دامان صحرا گریزیم  

راز دل خسته را با نوای بلبل در آمیزیم

سر در پی آن همه کوه و صحرا به سوی آن کوه و صحرا

هر جا که خوش منظر و با صفاتر باشد رویم آن جا

من در خیال آن لحظه شیرین روز و شب چشم دارم به راهت

در آرزوی روی چو ماهت ؟؟ چشم سیاهت

یاد آن روز که بود زهره زهره یار من      دور از چشم رقیبان در کنار من

حالیا خالیست جایت ای نگار من        با حال زار من آخر کجایی زهره

بود هنگام غروب آن روز افق زیبا         ایستادیم از برای دیدنش آن جا

تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را   بود عالم ما را لطف و صفا زهره

 

4 – جینگه جان  دانلود

 

آی چنگی چنگی یار   چنگ خودت رو بردار

 بریم به کوه صحرا  بریم کنار دریا

بریم سوی چمنزار

اوه چنگی چنگی یار 

چنگی بزن به جونم   گویا کن این زبونم   

تا من حکایت دل با سوز دل بخونم

اوه چنگی چنگی یار 

چنگ تو پرفسونه    با این دل همزبونه

از سوز دل می خونه اونهم چو عاشق زار

چنگی چنگی یار چنگی   سازت رو بردار چنگی

بریم چمنزار چنگی    به دشت و کهسار چنگی

بریم دریابار چنگی

 

5 – کراشیم  دانلود

(نت این آهنگ در کتاب هنرستان نوشته روح الله خالقی موجود است)

 

سوم : به یاد داریوش رفیعی

بازنویسی از شماره 30 مجله رادیو ایران بهمن 1337 بوسیله خانم نسرین طارمی

 

رفیعی از جمع هنرمندان دوری گزید در حالی که همه بر جوانی و صفا و یکدلی و آزرم وی حسرت می خورند و در مرگش سوگوارند. تنها آهنگ جانسوز این جوان تیره روز موجب محبوبیتش نشده بود بلکه صفات برجسته دیگری داشت که در کمتر کسی نظیر آن را می توان یافت.

من داریوش رفیعی را چند سال پیش در منزل دوستی برای نخستین بار دیدم. حالتی پریشان داشت و در همان چند لحظه زودگذر که در کنار ما بود، با وسایل مختلف موجبات فنای خویش را فراهم می ساخت و با سماجت عجیبی در قطع رشته حیات خود کوشا بود.

دلم برای جوانی و گرمی صدا و هنرمندی او بسی سوخت. نصیحتش کردم و عواقب شوم این طرز زندگی را به رخش کشیدم. ولی او مثل این بود که خود بهتر از هر ناصحی پایان عمر خود را دیده و می دانست که بزودی از این سرای سپنج رخت برخواهد گرفت و شاید از همین جهت بود که کوشش اش در نیستی خود روزافزون بود.

به راستی جای تاسف است که برخی از هنرمندان به ارزش واقعی هنر خود پی نبرده و نمی دانند که وجود آنها تنها از ایشان نیست، بلکه دیگر مردم هم در آن سهیم اند و شاید اجتماع این حق را بدانها ندهد که هرکار که خواستند بکنند و در فنای خویش بکوشند به تصور این که کسی به ارزش واقعی هنر ایشان پی نبرده است.

به هر حال با درد و افسوس باید بگوییم که رفیعی رفت و دیگر آن صدای گرم و شیوایش از رادیو شنیده نمی شود و جوانی اش بر باد رفت و شمع وجودش به خاموشی گرایید، در حالی که جز چند حلقه نوار، دیگر اثری از وی بر جای نمانده است.

ناله های روحگداز، لحن گرم، شیوایی نوا از اختصاصات نغمه این جوان تیره روز بود. جمله آهنگهایی که رفیعی خوانده است و هر بیتی که از دهان او بیرون آمده صحنه ای از زندگانی فنا شده او را در بردارد و همین صحنه های غم انگیز است که صدای او را جاذب تر از نوای دیگران ساخته است. رفیعی با این که وسایل زندگی از هر حیث برایش مهیا بود، بخاطر اعتیاد اتی که داشت نتوانست آنطور که باید از تظاهر حیات لذت برد و براستی می توان گفت که زندگانی او سراسر با غم و اندوه و تیره روزی و ناشکیبایی به پایان رسید و همه این ابتلائات را او به دست خویش برای خود تعبیه کرده بود.

داریوش رفیعی که اکنون بیش از یک ماه است روی در نقاب خاک کشیده از خاندان نجیب و اصیلی از مردم کرمان است که کودکی را در دیار خود گذرانیده و جوانیش در تهران سپری شده است و پس از آن که به بیماری کزاز مبتلا شده و در بیمارستان پهلوی بستری گردید چون بدنش مقاومت چندانی نداشت، تاب نیاورده از جهان رفت و در کنار مرقد ظهیرالدوله صفاعلی در قریه امامزاده قاسم تهران مدفون گردید. خدایش بیامرزاد و با فرشتگان محشور بدارد.

 

ملکه گلها  دانلود

آهنگساز : مجید وفادار

ترانه : کریم فکور

خوانندگان : رفیعی و الهه

مایه : بیات اصفهان

 

عشقت ای گل خندان کرده به پا شور و نوا در دل من    بازآ تا که بسازد دست وفا قلب تو را مایل من

باز آن ملکه گلها غم دل ما را درمان سازد          شادم از آن گل رویش که خرمن مویش پنهان سازد

یاد لعل خندان دو دیده عاشق را گریان سازد                  دردا سیل اشکم بنای امیدم را ویران سازد

خوش بود جوانی    عشق و زندگانی     با آن یار جانی      

 سازد عروس بهاری در عالم یاری محزونم                       دارم ز دیده ام سیلی ز دوری لیلی مجنونم

بشنو ترانه بلبل ز غم رخ گل در این چمن                       دارد گله فراوان ز عشوه خوبان این قلب من

در فراق روی تو ای پری جان سوزد غم دل من

بی تو باشد در بزم زندگی اشک و خون می و گل من

از دیدار آن لعل ارغوان گل شرم آرد به چمن                       تاب موی تو حال روی تو برده تاب دل من

سوز عاشقان ناز گلرخان راز دلبری می کند عیان

یک تبسم از آن دو لب بتا می کشاند از قلب عاشقان آه

بختم در جدایی ز غم تو برگشته چون مژگانت               برده خواب شیرین ز دیده بیدار من چشمانت

آه در قلب سنگ تو هرگز آه سوزانم نکند اثری 

وای بر من و عشق من گر بعد از این شام غم نبود سحری

خندد بر این دل شیدا ملکه گلها چون جام می     ساقی از آن می باقی روانه کن جامی بر سوی وی

شادم زآنکه یکدم سر مرا دامان او بالین است  

با این عشق و مستی به عاشقان زندگانی شیرین است

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:36  توسط سعید